گنجینه عفاف
حجاب ::(ح)حیا-(ج)جمال حقیقی-(ا)انسانیت-(ب)بندگی 
محرم که می آید دلم تا حرم دوست پر می کشد.محرم که می آید تشنگی معنا پیدا می کند.آب اشک می ریزد از شرمندگی خجل می شود پیش دستهای آسمانی ای که روزی او را فقط لمس کرد بی آنکه لبان تشنه اش را سیراب کند. آب خجل می شود وقتی که قطره قطره از مشکی که از عشق پر بود خالی می شد.محرم که می آید دلها و چشمهایمان بارانی می شود وقتی آرزو هایمان میان بین الحرمین گم می شود.



طبقه بندی: *دلنوشته*،  *معصومین*، 
برچسب ها: محرم-، بین الحرمین-، تشنه-، سیراب-، آرزو-، عشق-، اشک-،  
[ پنجشنبه 23 آبان 1392 ] [ 10:52 ق.ظ ] [ فاطمه ] [ نظرات ]

میدانی فرق تو با بقیه مرد ها چیست؟؟
اینکه اگر یک تار مویم بی هوا بیرون باشد با ان تبسم همیشگیت میگویی..
خانمم حواست به موهات هست؟؟؟
زنان بی حجاب را که میبینم شک ندارم که همچون تویی را ندارند و مردانشان در بی غیرتی خود مشغولند...

کیمیا





طبقه بندی: *حجاب*،  *دلنوشته*، 
برچسب ها: دلنوشته-، عاشق-، حجاب-، مرد،  
[ پنجشنبه 18 مهر 1392 ] [ 05:42 ب.ظ ] [ فاطمه ] [ نظرات ]
چرا چادری شدم؟

گفتم: چه می‌دانم، لابد این ‌طوری خوش‌تیپ تری!!!

گفت: خیر!!!

گفتم: خب لابد فهمیدی این ‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً!!!

گفت:خیر !!!

گفتم: ای بابا!!! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!!

گفت: نزدیک شدی!!!

گفتم: آها!!! دیدی گفتم همه ‌ی قصه ‌ها به ازدواج ختم می‌شوند؟ دیدی!!!

گفت: برو بابا… دور شدی باز...

گفتم: خب خودت بگو اصلاً...
گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “حضرت زهرا”ست، خواستم کمی شبیه “حضرت زهرا” باشم




طبقه بندی: *حجاب*،  *دلنوشته*، 
برچسب ها: حجاب-، فاطمه الزهرا(س)-، ازدواج-، سوخت-،  
[ یکشنبه 24 شهریور 1392 ] [ 04:10 ب.ظ ] [ فاطمه ] [ نظرات ]
پوشش الهی یا حجاب،با در نظر گرفتن دیگر خواسته ها و مصلحت ها و هدف های زن و مرد،تنظیم و توصیه شده است،و گر نه با نبود و قطع نظر از دیگر مصالح خانواده و جامعه،همان برهنگی،آزادی حداکثری و سایر خواهش های حیوانی،بهتر بود.
اگر همه ی خوشیها،همه نیازها و همه کامیابی ها منحصر نمی شد در لذتهای شهوی،آزادی حداکثری و برهنگی بیشتر و آزادی جنسی بیشتر معقول بود.ولی آیا...؟
آیا انسان به عنوان برترین موجود،نیازها و اهداف دیگری ندارد؟
آیا زن و مرد و دختر و پسر ،آرمانها و هدفهای دنیایی و اخروی دیگری ندارند؟
آیا افراد یک جامعه،نمی خواهند در علم و دانش،امور اقتصادی ،ارزش های انسانی و ... پیشرفت کنند؟
آیا با آزاد گذاشتن و رها کردن میل جنسی،مجاز شدن برهنگی و ارتباط آزاد زن و مرد،ممکن است به دیگر نیازها و هدف ها رسیدگی کرد؟
حالا که اهداف و نیاز های دیگری داریم یا می خواهیم ،نمی توانیم همه چیز را بسپاریم به دست شهوت و هوس.



طبقه بندی: *حجاب*،  *دلنوشته*، 
برچسب ها: خوشی-، کامیابی-، حجاب-، پوشش-، زن-، مرد-، دختر-، پسر-، جامعه-، موجود-،  
[ پنجشنبه 24 مرداد 1392 ] [ 09:13 ق.ظ ] [ فاطمه ] [ نظرات ]

بارخدایا ای آنکه پاداش نمی خواهد و ای آنکه بر عطا و بخشش پشیمان نشود

هرکه تو را سپاس گزارد پاداش می دهی

و کسی که معصیت و نافرمانی تو کرده به حلم و بردباری رفتار نموده ای

تویی آنکه برای بندگانت دری بسوی عفوت گشوده ای و آن را توبه نامیده ای

بار خدایا و تو از کارهای برگزیده و واجبات مخصوصه ماه رمضان را قرارداده ای

سپس ما را به وسیله ی آن ماه بر همه ی امتها بر گزیدی

پس به فرمان تو روزش را روزه داشتیم و به یاری تو شبش را بر خاستیم

واین ماه در میان ما پسندیده زیست نمود و با ما مصاحب و یار نیکو بود

سپس هنگام پایان یافتن وقتش از ما جداشد

از این رو ما آن را وداع می کنیم مانند وداع کسی که جداییش بر ما بزرگ و دشوار است

و رفتنش از میان ما، ما را اندوهگین ساخته و به وحشت و ترس افکنده

پس ما می گوییم : درود بر تو ای بزرگترین ماه خدا و ای عید دوستان خدا

 درود بر تو یاری دهنده ای که بر مغلوب ساختن شیطان یاری کرد

درود بر تو چه بسیار است آزاد شدگان خدا در تو

درود بر تو چه محو کننده بودی گناهان را و چه پوشنده بودی عیبها و زشتیها را

درود بر تو چه طولانی بودی بر گنهکاران و چه با هیبت و ترس بودی در دلهای اهل ایمان

درود بر تو که پیش از آمدنش خواسته شده بود و پیش از رفتنش بر آن اندوهناکیم

بار خدایا گناه کوچک یا بزرگی که در این ماه به آن نزدیک شدیم به پرده خود بپوشان

بار خدایا بر محمد آل او درود فرست و مصیبتمان را به رفتن ماه ما عوض ده

و برای ما در روز عید و روز روزه گشودنمان مبارک و نیکو گردان

بار خدایا با گذشتن این ماه از گناهان ما بگذرو ما را از بدیهامان بیرون بر

                             فرازهایی از دعای 45 صحیفه سجادیه در وداع با ماه مبارک رمضان


طبقه بندی: *دلنوشته*، 
برچسب ها: ماه رمضان-، ماه خوب-، خدا-، صحیفه سجادیه-، وداع،  
[ پنجشنبه 17 مرداد 1392 ] [ 02:09 ب.ظ ] [ فاطمه ] [ نظرات ]

این شب ها بهترین زمان برای تولدی دوباره است

خدایا وقتی به گناهانم فکر می کنم دلم می گیرد.

وقتی به بلاها فکر می کنم دلم می گیرد.

وقتی به سخنان گزافه ام فکر می کنم دلم می گیرد .

وفتی به سیرت گناه آلودم فکر می کنم دلم می گیرد .

وقتی به خیانت هایی که در حق خودم روا داشتم فکز می کنم دلم می گیرد.

و در مقابل

وقتی به عظمتت فکر می کنم آرامش می گیرم .

وقتی به رحمانیتت فکر می کنم آرامش می گیرم .

وقتی به فضلت فکر می کنم آرامش می گیرم .

وقتی به ستاریتت فکر می کنم آرامش می یابم .

وقتی به مغفرتت فکر می کنم احساس تولد دوباره می کنم.

ای خدا این شب ها می خواهم با دلی پاک به درگاه تو آیم و در مورد چیز هایی که می دانی و از آها آگاهی اعتراف کنم و با پای خود به درگاه تو آیم تا شاید از جرم من بکاهی و شک ندارم که اینقدر خوبی ای خدا جون که وقتی حلقه زدن اشک را در چشمانم احساس می کنی می فرمایی : ای فرشتگان من گناهان او را مانند بچه ای که از نو متولد شده است بریزید که من طاقت گریه بنده ام را ندارم این همان بنده ایست که هنوز هم با تمام گناهانش امید فضل مرا از دست نداده و دست نیاز به سویم دراز کرده است دستهایش را خالی نگدارید.

البته خدا جون هر چه قدر از فضل تو بگویم می دانم بسیار اندک است می دانم به من فطرتی پاک و روحی صیقل داده شده دادی و به من سخت افزاری دادی تا سیرت پاک را بسازم و من قدر این نعمات را ندانستم و بجای سیرت پاک سیرتی آلوده را به درگاه تو آورده ام ، ولی ای خدای بزرگوار این گناهان را به بادافره من نگیر و این بار هم زمن بگذر .

ای خدا نعمت دعا و بکاء را از من قطع مکن که جز این دو سلاحی برای توبه به درگاهت ندارم.

ای خدا مقدرات امسال من را به بهترین حالات مغیر کن .

ای خدا برکت و پیشرفت را در مقدرات امسال من درج کن .

ای خدا امسال را سال ظهور حجتت بقیه الله الاعظم حضرت مهدی (عج) قرار بده .

ای خدا من را در امسال از گناه دور کن و مقدمات قربتت را برایم فراهم کن .

ای خدا کمکم که در مباحث الهی و فکری ، سیاسی سر آمد کافران و منافقان و کور دلان گردم تا نگذارم با خضعبلاتشان اعتقاداتم را زیر سوال ببرند .

ای خدا امسال را سال نابودی دشمنان ، منافقان ، فاسدان ، آشوب گران و فتنه گران قرار بده .

ای خدا تمامی مسلمین جهان ، محرومان و مستضعفان جهان را لباس پیروزی بپوشان .

و در آخر ای خدا سایه این آقا و سید و رهبر ما را بر سر ما مستدام بدار .

و امایک سخن با تو ای دوست عزیز از رحمت خدا غافل نشو و یادت باشد وقتی به حالت خوش دعا رسیدی و اشک از چشمانت سرازیر شد یادت باشد که ما را از دعای خیرت فراموش نکنی .

التماس دعا




طبقه بندی: *دلنوشته*، 
برچسب ها: شب-، قدر-، شب قدر-، رحمت-، مغفرت-، فرشتگان-،  
[ یکشنبه 6 مرداد 1392 ] [ 12:04 ب.ظ ] [ فاطمه ] [ نظرات ]

سفره های افطار ماه مبارک رمضان مانند آسمان است و تکه های نان آن مانند ستاره های درخشان خانه ها را روشن و پرنور می کند و باعث صمیمیت خانواده ها و دور هم جمع شدن خانواده ها می شود .

 ماه رمضان ماه نزدیک شدن به خداست و ما می توانیم با روزه ، نماز ، خواندن قرآن و پخش کردن افطاری بین همسایه ها به خدا نزدیک تر شویم و با کمک کردن و سیر کردن مستضعفان گناهان خود را پاک و جبران کنیم .





طبقه بندی: *دلنوشته*، 
برچسب ها: سفره-، افطار-، رمضان-، مستضعفان -، سیر-، نماز-، روزه-،  
[ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 12:24 ق.ظ ] [ فاطمه ] [ نظرات ]

هراسی از کوفتن  بر دروازه های دقایق نیست، تلخی عروج امام وشیرینی نگاه مهربان تو.

گام می زنی پا به پای خورشید، گام هایت درمسیررسیدن در گردنه های خاک به زانو در نخواهد آمد که چشم هایت  فانوس راه اهالی است، که سرشاری کلامت اقیانوس معرفتی است جاری.

ای هم قبیله نور!

از مسیرها و پنجره های سرشار،شایستگی ات را گام به گام از جان دنبال کردیم.

هوای این حوالی در هم نپیچید تا نفس در کنا چشمه ی ماهتاب تازه کردی.

ادامه دادی راه چابک سوار دروازه های یقین را.

آن چنان محکم ایستادی که هیچ دوزخ نفسی،جرأت جسارت نیافت وهیچ گردنه گیری در این حوالی ، دلیری نتوان کردن.

ذره ذره این خاک،با تو هم نوا شد،چشم های مشتاقمان گواه!

قبیله دار نور!

در بیداری و خواب،سرنوشت میهن را به دست های تو سوسو زدند.

اگر چشم های مهربانت نبود،فصلی بی پرنده وباران بودیم.سبزی لین خاک مدیون تلاش توست بزرگمرد،که با تو گویی تمام ستاره های دنیا بر طاقچه های میهن،پرنور تر از همیشه ،تا ابد خواهد درخشید.

                                                                                                 حمیده رضایی




طبقه بندی: *دلنوشته*، 
برچسب ها: عروج امام-، شیرینی نگاه تو-، مهربان-، خورشید-، گردنه-، فانوس-، معرفت-، بزرگمرد-،  
[ سه شنبه 14 خرداد 1392 ] [ 04:13 ق.ظ ] [ فاطمه ] [ نظرات ]

   

                                    بوی عید می آید...

                                    پارسالی ها همه از مد افتاده اند.

                                     لباس هایش...

                                     رنگش...

                                     انگار نه انگار که پارسال همین موقع چه ذوقی می کردیم از داشتن شان...

                                    چه زود از چشم مان افتادند؟!

                                    چادرم...!

                                    چه خوب است که نه رنگت از مد می افتد نه مدلت...                    

                                    رنگ سال هر رنگی که می خواهد باشد

                                    رنگ ما مشکی است...

                                    مگر نه.....




طبقه بندی: *حجاب*،  *دلنوشته*، 
برچسب ها: چادرم-، زیباترین-، لباس-، عید-، پارسالی ها-، مد-، رنگش-، ذوق-، رنگ-، مشکی-،  
[ پنجشنبه 5 بهمن 1391 ] [ 04:00 ق.ظ ] [ فاطمه ] [ نظرات ]

بـا چــادر مشکے سـاده از پیـاده رو رد میشوے

چـﮧ حـس خوبـے اسـت...

چشـم هوسبـازان تـو را نمے بیند...!

توجـﮧ آنهـا را جلب نمیکنے...!

از روے لذت نگـاهت نمے کنند...!

چــادُرم :

دوستتـــ دارم که در عین زیبایـے ، توجـﮧ کسے را به خود جلـب نمیکنے...

 

 

اگر بدانی این پارچه سیاه که یادگار مادر پهلو شکسته مان است نه حکم حصار و بند بلکه حکم زندگی و

بندگی تو را دارد چه لذتی دارد ، به طنازی و عشق بازی با ابلیس دل نمی بستی بـــــــــــآنو




طبقه بندی: *حجاب*،  *دلنوشته*، 
برچسب ها: چادر-، خیابان-، مادر-، دوستت دارم-، لذت-، نگاه-، پهلوشکسته-،  
[ سه شنبه 3 بهمن 1391 ] [ 08:12 ب.ظ ] [ فاطمه ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  

درباره وبلاگ

رختِ زیبای آسمانی را

خواهرم با غروربر سر کن

نه خجالت بکش نه غمگین باش

چادرت ارزش است باور کن

****

بوی زهرا و مریم و هاجر

از پرِ چادرت سرازیر است

بشکند آن قلم که بنویسد:

"دِمُدِه گشت و دست و پا گیر است

****

توی بال ِفرشته ها انگار

حفظ وقت ِعبور می آیی

کوری چشمهای بی عفت

مثل یک کوه نور می آیی

****

حفظ و پوشیده در صدف انگار

ارزش و شأن خویش می دانی

با وقاری و مثل یک خورشید

پشت ِ یک ابر ِتیره می مانی

****

خسته ای از تمام مردم شهر

از چه رو این قدر تو غم داری؟

نکند فکر این کنی شاید

چیزی از دیگران تو کم داری !!

****

قدمت روی شهپر جبریل

هر زمانی که راه می آیی

در شب ِچادرت تو می تابی

مثل یک قرص ِماه می آیی

****

سمت ِجریان ِآبها رفتن

هنر ِهر شناگری باشد

تو ولی باز استقامت کن

پیش ِرو جای بهتری باشد

****

پر بکش سمت اوج می دانم

که خدا با تو است در همه جا

پر بزن چادرت تو را بال است

و بدان می برد تو را بالا

****

در زمانی که شأن و ارزش جز

به دماغ و لباس و ماشین نیست

توی چادر بمان و ثابت کن

ارزش واقعی زن این نیست ...!!!
نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

گلشن راز

علمداران سایبری

کد متحرک کردن عنوان وب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic